
سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
در سالهای اخیر، هرگاه از چالشهای صنعتخودرو سخن گفته شده، نگاهها بیش از هر چیز به نوسانات ارزی، قیمتگذاری دستوری، کمبود نقدینگی یا محدودیتهای تجاری معطوف بوده است. اما امروز متغیر دیگری به همان اندازه اهمیت یافته که اگر برای آن تدبیر نشود، میتواند تمام برنامههای افزایش تولید را با مانع روبهرو کند؛ لجستیک و زمان تامین مواداولیه و قطعات.
صنعتخودرو صنعتی مبتنی بر زنجیرهتامین است. در این صنعت، تاخیر در ورود یک محموله، یک قطعه الکترونیکی یا حتی یک ماده اولیه میتواند توقف یک خط تولید را رقم بزند. بههمین دلیل، در اقتصادهای صنعتی، لجستیک دیگر صرفا یک فعالیت خدماتی نیست، بلکه بخشی از سیاست صنعتی و یکی از ارکان رقابتپذیری تولید محسوب میشود.
امروز فعالان صنعتخودرو و قطعهسازی از افزایش زمان تامین کالا، ازدحام در مسیرهای حملونقل، طولانی شدن فرآیندهای لجستیکی و رشد هزینههای حمل سخن میگویند. این تاخیرها تنها یک مشکل اجرایی نیست، بلکه هزینه خواب سرمایه را افزایش میدهد، برنامهریزی تولید را برهم میزند، موجودی انبارها را دچار نوسان میکند و درنهایت، خودروساز را با تعهدات معوق و مشتری را با تاخیر در تحویل خودرو روبهرو میسازد.
در چنین شرایطی، انتظار میرود وزارت صنعت، معدن و تجارت بهعنوان سیاستگزار صنعتی، نگاه خود را از مدیریت صرف تولید به مدیریت زنجیرهتامین گسترش دهد. افزایش تیراژ تولید تنها زمانی پایدار خواهد بود که مواداولیه و قطعات نیز در زمان مناسب و با هزینه منطقی به خطوط تولید برسند. اگر حلقه لجستیک با اختلال مواجه باشد، حتی سرمایهگذاریهای جدید نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
از سوی دیگر، مساله تنها به حملونقل محدود نمیشود. هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، تسریع در فرآیندهای ترخیص، کاهش زمان توقف کالا در مبادی ورودی، توسعه حملونقل ریلی و دریایی، تقویت زیرساختهای لجستیکی و ایجاد مسیرهای پایدار برای تامین مواداولیه، همگی بخشی از راهکارهایی هستند که باید در قالب یک برنامه جامع دنبال شوند.
قطعهسازان نیز امروز بیش از گذشته به پیشبینیپذیری نیاز دارند. تولیدکننده زمانی میتواند برای خرید مواداولیه، برنامه تولید و تحویل سفارشهای خود تصمیمگیری کند که از زمان ورود کالا و ثبات فرآیند تامین اطمینان داشته باشد. بیثباتی در لجستیک، عملا هزینه تولید را افزایش داده و قدرت رقابت صنعت را کاهش میدهد.
فراموش نکنیم که زیان ناشی از تاخیر در تامین، تنها متوجه خودروساز یا قطعهساز نیست. درنهایت، این مشتری است که با افزایش زمان تحویل خودرو، کاهش عرضه، رشد هزینههای تولید و حتی افزایش قیمتها مواجه میشود. بنابراین، بهبود لجستیک درواقع دفاع از حقوق مصرفکننده نیز محسوب میشود.
اکنون زمان آن رسیده است که سیاست صنعتی کشور، لجستیک را بهعنوان یک مزیت رقابتی تعریف کند، نه صرفا یک خدمت پشتیبان. اگر قرار است صنعتخودرو به اهداف تولید و ارتقای کیفیت دست یابد، باید مسیر حرکت مواداولیه و قطعات نیز به همان اندازه روان، سریع و قابل پیشبینی باشد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، صنعتخودرو به تصمیماتی نیاز دارد که زمان را از زنجیرهتامین حذف کند، نه اینکه بر آن بیفزاید. هر روز تاخیر در تامین قطعات، تنها یک روز از تقویم نیست؛ بلکه روزی از دسترفته برای تولید، سرمایهگذاری، اشتغال و اعتماد مشتریان است. هنر سیاستگزاری صنعتی آن است که پیش از توقف خطوط تولید، گرههای لجستیکی را باز کند؛ زیرا در صنعتخودرو، سرعت تامین به اندازه کیفیت تولید اهمیت دارد و بیتوجهی به آن، هزینهای است که درنهایت کل اقتصاد آن را پرداخت خواهد کرد.

